قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
965
تاريخ الفي ( فارسى )
خود داده بيرون آمدند . ابن ماحوز چون مىدانست كه عتاب بسيار پريشان حال است به فراغت خود مشغول بود ، كه ناگاه عتاب برقوار بر ايشان ريخت و ابن ماحوز با جمعى قليل از اصحاب خود پياده به جنگ آمده چندانكه قوّت و قدرت داشت سعى كرد عاقبة الامر كشته شد و باقى اصحاب او آنچه مانده بودند روى به گريز نهادند و به هزار حيله خود را خلاص كردند . بعد از آن قطرى بن فجاة مازنى را كه كنيت او ابو نعامه بود بر خود امير ساخته با وى بيعت كرده به جانب كرمان رفتند . و احوال قطرى بتفصيل خواهد آمد إن شاء اللّه تعالى . اما عتاب بن ورقا چون اين مردانگى نمود مصعب به او نوشت كه در ساعت متوجّه رى شده اهل آن بلده را گوشمالى دهد كه ايشان با ابن ماحوز اتّفاق كرده يزيد بن حارث را كشتند . پس عتاب لشكرى آراسته متوجّه رى شد . و در آن زمان مردم رى فرخان را به امارت خود برداشته در مقام اطاعت و انقياد او مىبودند . القصّه ؛ چون عتاب به حوالى رى رسيد فرخان نيز مستعد شده با لشكر بيرون آمده ميانهء ايشان جنگى عظيم واقع شد . امّا نصرت و ظفر ابن ورقا را بود و فرخان گريخته به جبال آن ديار متحصّن شد و عتاب بن ورقا جميع قلاع آن ولايت را فتح كرد . و در اين سال در شام قحطى عظيمى روى داد كه مردم از روى اضطراب جمع حيواناتى كه در شريعت ما حرام است خوردند . * * * [ قتل عبيدالله بن حر جعفى ] و از جمله وقايع اين سال قتل عبيد اللّه بن حرّ جعفى « 1 » است . اين عبيد اللّه از جمله صلحاى « 2 » زمان و شجعان دوران خود بود . تفصيل احوال او را ابن اثير در كامل التواريخ چنين آورده كه چون عبيد اللّه بن حرّ جعفى را با عثمان ذى النّورين محبّت تمام بود بنابراين بعد از قتل عثمان عبد اللّه نزد معاوية بن ابى سفيان رفت و در حرب صفّين از جمله اركان معاويه بود . بعد از وقوع قضيّه حكمين عبد اللّه در شام مقام كرد و زوجهء او در كوفه مىبود . چون غيبت او از حدّ گذشت برادران ، زن او را به عكرمة بن خنبص « 3 » تزويج كردند . چون اين خبر به عبيد اللّه رسيد ، به كوفه آمد و با عكرمه مخاصمه كرد و نزد امير المؤمنين
--> ( 1 ) . ضمن وقايع سال پنجاه و يك رحلت ( شصت و يك هجرى ) ماجراى استمداد امام حسين ( ع ) از وى و امتناع او از يارى امام ( ع ) شرح داده شد . ( 2 ) . طبرى و ابن اثير وى را متصّف به صفات فضيلت ، پارسايى ، فضل ، و پرهيزگارى مىكنند ، ولى اقدام وى بر ضدّ امير المؤمنين على ( ع ) و امتناع از يارى امام حسين ( ع ) و شرح راهزنيهاى وى چهرهاى ديگر از او مىنماياند . ( 3 ) . هر سه نسخه : خبيص .